موتوپیا

موتوپیا

شهر آرمانی را اتوپیا گویند ؛ موتوپیا شهر آرمانی محمد است !

آی دی تلگرام : ideal_v@

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

حتما درگیر می شید ...

جمعه, ۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۵ ق.ظ

آقا من الان میام بهتون میگم کل جهان( من ، شما ، خط کش ، زمین ، تلویزیون و کلا هرچی ) به یک نسبت در حال بزرگتر شدنه .

هر کاری بکنید ، زمین بیاید هوا برید نمیتونید ردش کنید .

اگه شک دارید یا فکر می کنید خیلی باهوشید تمام زورتونوبزنید از هر کی هم خواستید کمک بگیرید اما غمرا حلش کنید.

  • سراسر گنگ

نظرات (۲۰)

یعنی چی بیشتر توضیح بده
پاسخ:
 یعنی همه چیز در حال بزرگ شدنه فقط چون به یک نسبت بزرگ میشه متوجهش نمیشیم
  • هیوا جعفری
  • مشکلی باهاش نداریم :/
    پاسخ:
    یعنی به نظرت درسته؟
    قانون دوم ترمودینامیک:)

    پاسخ:
    فکر نکنم ربطی داشته باشن

    بیشتر توضیح بده
  • علی کشاورز
  • سلام
    به چه نسبت در حال بزرگ شدنه؟

    پاسخ:
    نسبت یکسان . حالا هرچی میتونه باشه
    پس چرا ما متوجه نمیشیم؟فراتر از درک ماس؟
    پاسخ:
    نه چون خودتم به همون نسبت بزرگ میشی . چون نسبت ها یکیه متوجه نمیشیم.
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • قویا ردش میکنم.
    :)
    پاسخ:
    دلیل بیار
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • چون گفتین همه چی من با اون همه چی مخالفم.
    مثلا شما از یک خط کش یک تصویر دیجیتال ثبت کنین بعد دقیقا در همان نقطه و محل به فاصله یک مدت معلوم (مثلا یک روز یا یک هفته یا یک ماه بعد) یک عکس دیگه بگیرین بعد اونها رو در نرم افزار های مقیاس سنجی مقایسه کنین ببینین تغییری دارن
     :)
    پاسخ:
    متوجه مشکل نشدین 

    شما هر زمان بعدی بگیرید چون به همان مقیاس همه چی بزرگشده ، بزرگ شدنش معلوم نمیشه .

    از این هم بگذریم ماشین ها در برنامه نویسی سطح پایین یک سری مدل های ثابت براشون تعریف میکنن برای همین مقایسه ها . در این فرض اون مدل ها هم بزرگ شدن.

    این فرض که همه چی با هم با یک نسبت بزرگ میشه رو هیچ جوره نمیشه رد کرد.
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • آخه نسبت های ماشین چه جوری میتونن عوض بشن؟؟؟؟
    مثلا شما اگه یک مقیاس رو در زبان برنامه نویسی 2 بگیرین اگه صد سال هم بگذره باز هم اون مقیاس در هر سیستمی در همون زبان همون 2 هست.
    پاسخ:
    مقیاس در زبان برنامه نویسی عوض نمیشه . اون نمونه ای که مقیاس بر اساس اونه تغییر میکنه .

    نگاه مثلا ما یک متر اصلی داریم که مقیاس همه ی متر های دنیاست ( واقعا چنین متری داریم ) و خب حالا هم اون مترِ بزرگ میشه و هم ما به خاطر همین متوجه تغییر نمیشیم .
    ماشین ها هم در پایین ترین سطح از نمونه های ثابتی الگوبرداری میکنند وقتی اون الگو تغییر کنه ماشین هم تغییر میکنه و متوجه تغییر نمیشید
  • حسام پاکی
  • لعنت
    منو به فکر فرو بردی
    این چه بحثی بود راه انداختی اخه

    پاسخ:
    یک بحث بسیار جذاب
  • هیوا جعفری
  • باهاش موافقم چون اگه رد بشه بیگ بنگ هم قابل قبول نیست:/
    پاسخ:
    این ربطی به بیگ بنگ و انبساط دائمی جهان نداره .

    اگه باهاش موافقی ثابتش کن
    واسه ردش از کامنتا دلیل خواستید؛
    شما دلیل بیارید که چرا نظرتون اینه؟
    چرا همه چی به یه نسبت باید بزرگ شه؟!
    پاسخ:
    آفرین به نکته ی خوبی اشاره کردی .

    ولی فعلا سعی کنید ردش کنید بعدا من نتیجه ی پستو میگم .
    اول باید دلیل رو بدونم بعدا روش فکر کنم ببینم چی به چیه :)
    پاسخ:
    فعلا ببینید دلیلی برای ردش ردش  میکنید یا نه
  • مریم بانو
  • چیزی بزرگ ننیشه بهترش اینکه فواصل زیاد میشه
    پاسخ:
    اون فرضیه ی بسط جهانه 
    اینکه من گفتم یه چیز دیگس
    بزرگ شدن برنامه‌نویسی ماشین‌ها رو نمیتونم هضم کنم. چطور ممکنه؟
    بیشتر و کامل‌تر توضیح بدید لطفا.
    پاسخ:
    برنامه نویسیشون بزرگ نمیشه .
    اون عزیز گفته بود با سیستم متوجه میشیم که چیزی بزرگ شده یا نه ، من گفتم وقتی مبناهای نسبت در زبان ماشین بزرگ بشن دیگه سیستم هم نمیتونه این تشخیصو بده .
    منظور بنده هم همین بود.
    این بزرگ شدن از چه جنسیه که همه چیو در بر میگیره؟
    پاسخ:
    همه چی که خب ابعاد هم در بر میگیره
    اگر همه چیز بزرگ میشوند یعنی فواصل زمانی مثل ثانیه هم بزرگ میشوند؟
    برای ثابت موندن سرعت با تخمین متر بر ثانیه باید فرض کنیم که متر و ثانیه هر دو به یک نسبت بزرگ شده‌اند که سرعت ثابت مانده است. در این صورت شتاب گرانشی زمین با فرمول متر بر مجذور ثانیه مدام در حال کاهش است و شتاب زمین در حال کاهش خواهد بود.
    این نظریه با تمام روابطی که بعد فیزیکی ماده و بعد زمان را با هم مدنظر دارند قابل نقض است.
    این نظریه در صورتی چالش برانگیز است که است که جهان را ماده‌ صرف در نظر بگیریم.
    پاسخ:
    قسمت اول نظرتون نشون میده درک درستی از زمان ندارید .

    قسمت دوم نظرتون که گفتید باید جهان را کاده ی صرف در نظر بگیریم که چالش برانگیز بشه خب شما در قسمت اول نظرتون از غیر ماده چیزی نگفتید . یعنی با ماده سعی در نقض این فرضیه داشتید .


    از این ها بگذریم ، در باب اینکه زمان و مکان چیست آیا اعتبار است یا حقیقت بحث های مفصل و سنگینی است اما این فرضی که همه چیز به یک نسبت در حال بزرگ شدنه نه با حقیقی گرفتن زمان مشکلی براش پیش میاد نه با اعتباری گرفتنش .


    مشخص است که درک درست را شما از زمان دارید. :)
    فکر میکنم متوجه کامنتم نشدید پس توضیح میدهم.
    زمان ماده نیست و یک بعد از جهان است و وجود خارجی ندارد. در نتیجه بزرگ شدنش معنی ندارد.  
    فاصله‌ی زمانی مانند ثانیه، یک تعریف برای استاندارد کردن و قابل فهم کردن حجمی از زمان است. با فرض شما متر استاندارد همزمان با سایر مواد موجود در جهان در حال بزرگ شدن است و سرعت هم که باید ثابت باشد. پس در بهترین حالت میتوانیم بزرگ شدن استانداردهای زمانی مثل ثانیه را برای حفظ نظریه شما در نظر بگیریم. چون اگر استانداردی مانند متر در حال بزرگتر شدن است، و سرعت هم که ثابت است (فرمول سرعت: متر بر ثانیه میباشد) پس استاندارد تعریف شده ی ثانیه هم باید به همان نسبت بزرگ شده باشد و در این صورت شتاب گرانشی(با رابطه متر بر مجذور ثانیه) در حال کاهش خواهد بود. هر فرمول و رابطه ای که زمان را در خود داشته باشد با بزرگ شدن عالم ماده نقض میشود و چون این قوانین موجود در علم فیزیک نقض نشده پس نظریه شما مبنی بر احتمال بزرگ شدن جهان ماده مطرود است.
    زمان چه اعتباری باشد و چه حقیقی، با فرض ثابت بودن سرعت(که باعث بشود ما بزرگ شدن عالم را نفهمیم) بزرگ شدن مداوم عالم ماده را به چالش میکشد چون برای فهم حجم زمان، استانداردهایی مثل ثانیه تعریف شده که در فرمولهای استخراج شده از روابط پدیده های موجود در عالم مانند سرعت و شتاب نقش مهمی دارند و اگر استانداردهای اندازه ی مواد در حال تغییر باشد روابط پدیده ها تغییر میکنند و فرمولهای فیزیک هم. چون چیزی مثل شتاب گرانشی زمین یک عدد ثابت است. ۹.۸ متر بر مجذور ثانیه. با تغییر ابعاد متر استاندارد و ثانیه‌ ی استاندارد و تصور ثابت بودن سرعت پدیده ها، این عدد ثابت قطعا تغییر خواهد کرد و دیگر ۹.۸ نخواهد بود که می بینیم همچنان هست. :)
    بخواهید یا نخواهید این نظریه در همینجا مطرود است.
    به وضوح با ریاضیات و مخصوصاً فیزیک بیگانه هستید.
    پاسخ:
    اتفاقا ریاضی و فیزیک از زمینه های مورد علاقه ام است آن هم چجورشم .
    اینکه من گفتم با جهان صرفا مادی سعی در نقض این فرضیه دارید رو همچنان هم میگم . زمان با فرض اعتباری بودنش به قول خودتان وجود خارجی نداره . نه اینکه موجود باشه و غیر ماده باشه . پس شما با زمان دارید سعی میکنید فرضیه رو رد کنید و زمان لطمه ای به نگاه صرفا مادی به جهان نمی زنه . ( حرف ها رو با دقت بخونید .)

    در رابطه با متر معیار هم خود متر مورد بحث نبود بحث بر سر معیار های زبان ماشین بود .


    در رابطه با فرمول هایی که ردیف کردید لطمه ای به فرضیه نمیزنه . اگر کل اشیا در جهان به یک نسبت در حال بزرگ شدن باشند هیچ کس متوجه این موضوع نمیشه . 

    چه بخواید چه نخواید برای درک زمان و مکان فلسفه نیازه و کسایی که در این دو مقوله حرف برای گفتن دارن قبل از اینکه ریاضیدان یا فیزیکدان باشند فیلسوفند ‌‌.
    آشنایی سطحی شما با فیزیک و ریاضی( سطحی نه اینکه کم ، منظورم نداشتن اطلاع از اثبات اصل موضوعه های ریاضی و فیزیکه ؛ یکی ممکنه دکترای فیزیکم داشته باشه اما همچنان سطحی باشه علمش ) باعث میشه که اصل فرضیه براتون جا نیفته .

    یک مکاتباتی لایب نیتس و نیوتون راجع به زمان دارند ، بخونید ببینید نیوتون کجا لایب نیتس کجا . با اینکه نیوتون هم دستی بر آتیش داشته در فلسفه اما ذهن فلسفی لایب نیتس یک چیز دیگست.
    بعد که اینا رو خوندید برید نظرات ملاصدرا را بخونید . اون که دیگه سوای ایناست .


    در کل اگر همه ی اشیا به یک نسبت در حال بزرگ شدن باشند هیچ مشکلی برای فیزیک یا هیچ چیز دیگه پیش نمیاد .



    متاسفانه دریافت شما با من متفاوته چون نگاه شما به این ماجرای ساده صحیح نیست و مایلید اون رو فلسفی کنید حال آنکه اصلا در حد فلسفی شدن نیست و من با یک فرمول سطحی بر مبنای جهان ماده با شما صحبت میکنم که متوجه عرضم بشوید اما گویا موفق نیستم.
    شما همین فرمول های سطحی فیزیکی را کنار هم بگذارید و به من پاسخ بدید که:
    جسمی در جهانی با ابعاد A با سرعت ۲۰ متر بر ثانیه در حرکته.
    آیا درجهان با ابعاد B اون جسم همچنان با همان سرعت ۲۰ متر بر ثانیه در حرکته؟ (قبول دارید که عدد ۲۰ مستقل از تغییراته و واحدهای اندازه گیری قرار است تغییر کنند)
    اگر بله، شما تغییری در استاندارد زمانی (ثانیه) ایجاد کرده‌اید که نسبت متر بر ثانیه را ثابت نگه دارید و با این تغییر محال ممکن است که شتاب گرانشی زمین در حالت B همان ۹.۸ متر بر مجذوز ثانیه باقی بماند.
    اگر با این جمله مخالفید که شتاب گرانشی قهرا تغییر میکند، پس خودتان نسبتی بین تغییرات متر و ثانیه پیدا کنید که نه سرعت جسم را تغییر دهد و نه شتاب گرانشی را و آن را به من بگوئید.
    و اگر شدنی نیست و سرعت آن جسم در جهان با ابعاد B تغییر کرده این تغییر توسط بشر قابل فهم و اندازه‌گیری خواهد بود.
    چنانچه متوجه نمی شوید چه میگویم می توانید بگویید که حرفم براتون قابل درک نیست در اون صورت با کسی از جنس خودم صحبت خواهم کرد چون این بحث برای من جالب است اما به نظر میرسد اصلا متوجه منظور بنده نمی شوید.
    و اگر متوجه شده‌اید که چه میگویم به لحاظ ریاضیاتی خلاف این رابطه نگاری را ثابت کنید. این یک رابطه ی سطحی و ساده با یک عدد ثابت به عنوان ثابت گرانش زمین است بلدید نقضش کنید، بسم الله. نیازی به فلسفه بافی و دست و پا زدن در نگاه فلسفی نیست. لطفا در همان سطح نگاه نیوتن باقی بمانید. با همان نگاه نیوتنی هم این نظریه مطرود است.
    پاسخ:
    نگاه دوست عزیز  ۲ در جهان A همون ۲ در جهان B نیست منتهی  وقتی شما در جهان A باشید 2 براتون 2 هستش و در جهان B هم همینطور
    ( جهان آ و بی دو جهان نیست همین جهان خودمونه در دو بازه ی زمانی با فرض بزرگ شدن همه ی جهان به یک نسبت )

    شما هنوز هم متوجه تغییر نسبت نیستید و در میدون اشتباهی توپ میزنید . تغییر به یک نسبت ثابت اصلا قابل فهم نیست چون تغییر وقتی قابل دریافته که یک تفاوتی در دو موضع وجود داشته باشه و این تفاوت اگر نباشه به هیچ وجه تغییر رو نمیشه فهمید .
    من نمیدونم دیگه چجوری این رو بهتون منتقل کنم اما مجبورم کردید پستی که در ادامه یاین پست میخواستم بذارم رو اینجا طرح مسئله کنم:
    این اتفاقا یک مسئله ی فلسفیست و فیلسوفان به این نوع مسائل اشاره می کنند از این رو که برخی مسائل نه قابل ردند نه اثبات . به هیچ وجه نه میشه ثابتشون کرد نه میشه ردشون کرد . این از اون مسائله و حالا اگه شما اصرار دارید که با فرمول گرانش میتونید این مسئله رو نقض کنید حتما توضیحاتتون رو به زبان انگلیسی برگردونید و به عنوان مقاله چاپش کنید چون این مسئله و از این دست مسائل از زمان بوعلی تا حال حاضر به عنوان مسئله ای شناخته شده که نه قابل رده نه قابل اثبات . شاید دکارت و امثالهم فرمول گرانش را بلد نبودن ( منظورم اینه که این فیلسوف ها با سرعت وواین مقوله ها ناآشنا نبودن + بعدا اضافه شد) یا شما متوجه این نمیشید که اصلا نمیشه متوجه تغییر سراسری به یک نسبت شد .

    این مسئله در منطق هم مورد استفاده قرار میگیره در باب مغالطه : هر مسئله ای که رد نمی شود الزاما اینطور نیست که اثبات شود .


    اتفاقا خط اولتون کاملا گویاست و بنده هم بر همین اساس دارم بحث میکنم. اما تغییرات به یک نسبت وقتی معنی داره که دو متغیر از یک جنس باشند. شما متوجه تفاوت فرمول سرعت و عدد ثابت گرانش نمیشید و برای همین بحث رو به غلط می پیچونید. تغییراتی که به یک نسبت در سرعت اتفاق میفته و باعث میشه ما متوجه تغییرات نشیم، خودش باعث تغییر عدد ثابت گرانش میشه. این خیلی بدیهی و واضحه، کدوم تغییر نسبی میتونه هم متر بر ثانیه رو ثابت نگه داره و هم متر بر مجذور ثانیه رو؟  و جالبه که نمی تونید درکش کنید.
    شما اسم این نظریه ی کاملا غلط و بدیهی و فیلسوف مرتبط باهاش رو بگید من در موردش مطالعه کنم‌ و جوابشونو به انگلیسی بنویسم ^_^
    مطمئنم این نظریه وجود خارجی نداره و نظریه ی خود شماست.
    این نظریه ی شما فلسفی نیست. اون چیزی که فیلسوفان بزرگ اشاره میکنند مثل حرکت جوهری ملاصدرا و فرضیه انبساط این نیست و حتی شبیه به این هم نیست.
    و اینکه شما پاسخ سوالات منو ندادید. :)
    پاسخ:
    شما درست نمیخونید ، الان این نظریه یا چیزی نیست . ای یک فرض ذهنی است که نه قابلیت اثبات داره نه رد .
    ملاصدرا بعد نیوتونه . قبل نیوتون هم قوانینش بین محافل علمی بود منتهی نیوتون مدللش کرد وگرنه که قبلش گالیله بیشتر کار رو کرده بود در طرح مسئله .( تاریخ علم بیشتر بخونید .)

    این نظریه ای نیست که اسم داشته باشه بلکه همونطور که گفتم فرض ذهنیه که مثالش میزنن در جاهای مختلف .
    اگر برنامه های نور رو دارید سرچش کنید یک بخش از اصول فلسفه و روش رئالیسم بهش اشاره شده ( من برنامشو ندارم .)

    تغیر سرعت تسامحی است وگرنه سرعت چیزی جز حرکت نیست و بزرگ شدن اجسام به یک اندازه باعث میشه که حرکت تغییری نکنه و در نتیجه سرعت هم تغییری نمی کنه .

    من هی مبنای شما رو اصلاح میکنم شما هی برمیگردید سر خونه ی اول . در نهایت اگر اصرار دارید که من حرف شما و استفادتون از فرمول ها رو نمیفهمم من اصراری ندارم که بگم میفهمم . 

    اگر تلاش کردم و مرکب ، ساده نشد میگذارم مرکب بماند و تاییدش هم میکنم .( یک کلمه از این جمله حذف شده . )
    اصلا نمیتوانم هضم کنم که چطور نمی توانید متوجه شوید که با فرض ثبات سرعت، بلاشک گرانش تغییر خواهد کرد!
    خیلی فرمولش تابلوئه :)
    اصرار ندارم که نمی فهمید بیشتر به نظر میرسه با ریاضی بیگانه هستید همان که اول گفتم و علاقه‌تون هم باعث تغییر در ندانستنهاتون نشده وگرنه لزوم ایجاد تغییر در گرانش با ثبات سرعت به فرض تغییر استانداردها در یک نسبت، بسیار بدیهی است.
    یه سرچ ساده در ویکی پدیا هم به شما میگوید ملاصدرا قبل از نیوتن بوده. لازم نیست پرطمطراق رفتار کنید و به مطالعه ی تاریخ علم توصیه کنید :)
    ساده بمانید و خوش.
    پاسخ:
    نگاه دوست عزیز برای اتمام حجت عرض میکنم و بعدش تمام .
    یک لحظه از فرمول ها بیاید بیرون ببینید حرف چیه بعدش متوجه میشید که فرمول ها خللی بهش وارد نمی کنه .
    در این فرض ذهنی سرعت ثابت نمیمونه به این معنا که همون سرعت دنیای قبل نیست. منتهی نسبت یکیه و سرعت باز همون عددیه که در دنیای قبلی بود اما این اون نیست .
    بهتون ساده گفتم دو  در این دنیا در اون دنیا هم دو هستش ولی این دوتا یکی نیستن ( شاید من نمیتونم منظورم رو منتقل کنم . )

    دوست گلم جور خاصی رفتار نکردم و هنوز هم میگم تاریخ علم بخونید که متوجه باشید دکارت بی توجه به کل مسائلی که نیوتون آورده نیست . و مسائل نیوتون در اون سده در محافل بوده حتی قبل نیوتون .
    اما اون مسئله ی سرچ . اگر شما کل خط رو با هم در نظر می گرفتید این اشتباه خوانش براتون پیش نمیومد چون از قبل شروع کردم و به بعد رسیدم . هنوز هم مبگم ملاصدرا ، بعد نیوتونه . البته من هم باید ویرگول میذاشتم اما خب تو محاوره نوشتن معمولا اینچیزا رو رعایت نمی کنم متاسفانه .

    در آخر هم ممنونم از شما که سعی کردید به من چیزی یاد بدید همین نشون دهنده ی خیرخواهیه شماست . حالا یا من گیجم و نا آشنا به ریاضی که به بزرگی خودتون ببخشید یا نمیتونم مطلب رو منتقل کنم که باز هم ببخشید .


    بذار یه بارم با فرمولات بگم شاید بهتر منتقل شد ، بحث سر اینه ام یک و ام دو و همچنین آر زیاد میشن اما نسبت به الان نه نسبت به اون جهان . اون جهان ام ۱ و ام ۲ و آرش همین عدداییه که تو این جهان هست هیچ فرقی نداره اما یک در اونجا مثل یک در اینجا نیست . 
    بیشتر از این چیزی به ذهنم نمیرسه برای توضیح دادن .


    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">