موتوپیا

موتوپیا

شهر آرمانی را اتوپیا گویند ؛ موتوپیا شهر آرمانی محمد است !

آی دی تلگرام : ideal_v@

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

یک روز با او ...

چهارشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۱۸ ق.ظ

مقدمه : علاوه بر وبلاگ جاهای دیگری هم می نویسم ؛ یکی از آنها سر رسید است . معمولا دو سه خطی خاطره ی برجسته ی آن روز را می نویسم و دو سه خطی هم به مونولوگ اختصاص می دهم . پاراگراف ها هم چسبشان در ذهن خودم است .

از آنجایی که الان هر چه می گردم خودکاری نمی یابم ، 1 مهر را در وبلاگ یادداشت می کنم .


امیرعباس صبح از خواب بیدارم کرد . خیلی ناز و تو دل برو شده . تازگیا یاد گرفته از احساسات به عنوان سلاح استفاده کنه . امروز می گفت : (( عمو خیلی دوشت دالم چون که اشب بزال ببینم . )) منظور اگه برام انیمیشن بذاری دوست دارم .

شب داداش و خواهرجون رو بردم رستوران و به خاطر گواهینامه مهمونشون کردم . کلی گفتیم و اذیت کردیم و خندیدیم .

نور نارنجی خیابون ، ماشین و موسیقی ، و تمحض در زمان حال ؛ این لحظات و لذت های ساده کم کم داره بیشتر و بیشتر میشه .

امروز فراستی تو کتاب باز از فرق حس متعین و احساس کلی می گفت ، یه جاهایی انگار حرفای منو میزد . برام جالب بود به چیزایی رسیدم که فراستی با کلی زمان رسیده .

رها بودن چه حس نابی داره . لحظه شماری می کنم برای روزی که به یک نفر این رهایی رو منتقل کنم .

دنیا رو برای این طرز دید آماده می کنم حتی اگه یک قدم این مسیر رو من بردارم باز خودش یک قدمه !

  • سراسر گنگ

نظرات (۸)

من فقط عاشق اون لحن امیرعباسم (((:
خدا حفظش کنه ^_^
پاسخ:
الانم داره بام حرف می زنه :
بلو دشدولی
  • محمد روشنیان
  • نوشتن در هر حالتی خوبه
    پاسخ:
    شاید
    روز قشنگی بود براتون :)
    پاسخ:
    همه ی روزها قشنگه
    سلام 

    در کل نوشتن خوبه ها چ وبلاگ باشه چ جایی دیگه همون حس رهایی هست که گفتین 
    پاسخ:
    سلام . شما رها هستید؟
  • جناب منزوی
  • سلام
    یادم میاد برای آخرین بار و میشه گفت اولین بار (بدون در نظر گرفتن دوران کودکی) طرفای ۲۵ سالگی به مدت ۲۰ دقیقه رهای رها بودم و هیچ دغدغه ای نداشتم، واقعاً ناب بود، خیلی.
    پاسخ:
    سلام بله واقعا نابه

    چرا در پی تکرارش بر نمیاید؟
  • جناب منزوی
  • اون روز با اینکه دغدغه داشتم ولی نمی دونم چی شد که همه چیز رو فراموش کردم درواقع امید به دلم شبیخون زد.
    الان واقعاً نمی تونم
    پاسخ:
    وقتی حسی رو تحت کنترلت نداری میتونی برای تجربش از عوامل بیرونی استفاده کنی .

    خودتو به شدت خسته کن و بعد زیر نور سفید چشم هاتو ببند ، اگه به اندازه ی کافی خسته باشی و نور مناسب باشه ؛ ذهنت تا حدِ زیادی خالی میشه .

    یعنی نوشته هات برام عین یه کلاس درسه، محتواش و نمیگم، چون خیلی با هم اشتراک فضا نداریم، کلماتی که به کار میبری خیلی برام وسوسه کننده ست که برم دنبال معنیش
    از تمحض در زمان تا درک معنای حس متعین تاااا دفع دخل مقدر ...نمیدونی چقدددر مطلب یاد گرفتم از سرچ کردن تو این زمینه و خوندن و بحث با دوستان سر معنای این کلمات و کلمات و مفاهیمی که در حین جستجو باهاش مواجه میشم

    پاسخ:
    این حس کنجکاویتون و دنبال کردنتون خیلی خوبه ؛ به همه ی قسمت های زندگیتون جاریش کنید .

  • عمو مهربان
  • قلمتون روان و زیباست !!@
    پاسخ:
    ممنون لطف داری
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">