موتوپیا

موتوپیا

شهر آرمانی را اتوپیا گویند ؛ موتوپیا شهر آرمانی محمد است !

آی دی تلگرام : ideal_v@

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

منِ از همه جا آزاد ...

دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۳۳ ق.ظ

امشب بالاخره رسمی شد .

از حوزه انصراف دادم ، قصد حضور در دانشگاه را ندارم ؛ سربازی هم که عمرا !

نه آن نابغه ی دانشگاهی شدم که دبیران دبیرستان نوید می دادند و نه آیت ا... صدری که جدی ترین استاد حوزه ام پیش بینی کرده بود . من قرار نیست کسی شوم ، اصولا در فلسفه ی من از زندگی غایت معنا دارد نه غایتمندی . من فلسفه ی خودم از زندگی را اجرا می کنم و آن را نشر می دهم .

اصولا به این دیوانگی تا این حدش علاقه ی ذاتی دارم .

اگر توانستید به این میزان دیوانگی نزدیک شوید می توانید حس الان من هم درک کنید ، البته بعید می دانم !


مثل تصویر ، آینده ی زندگی ام در مه است اما به خودم باور قلبی دارم .



  • سراسر گنگ

نظرات (۱۷)

  • علی کشاورز
  • سلام
    جدی؟
    تا الان به این حد از درجه دیوانگی نرسیده ام
    پاسخ:
    سلام 
    بله 

  • علی کشاورز
  • خیلی عجیبی...
    سخت میشود تو را فهمید
    پاسخ:
    شاید
    موفق باشی :
    پاسخ:
    ممنون
    همون که قبلا گفتم
    فقط سربازی :)
    پاسخ:
    بر فرض محال زندان هم ببرند این شخص سربازی برو نیست .
    کلا هر اجباری که قالبش به تنش نیاید زیر بارش نمی رود حال کل دنیا یک طرف ، این شخص یک طرف ؛ باز همان آش و همان کاسه است .
    برو دکتر انصافا :)
    پاسخ:
    چرا؟
  • اینتِرنال‌ْ آدِر
  • تصور نمیکنم روزی برسه که پشیمون بشی. 
    پاسخ:
    خیلی چسبید :)
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • سلام.
    همونطور که قبلا گفتم عقاید جالب و خاصی دارین.
    اگه هدفی داشته باشین و به اون هدف هم باور داشته باشین قطعا موفق میشین :)
    ولی سربازی رو که نمیتونی نری ...
    یعنی باید بری (شتریه که در خونه هر پسری می خوابه)
    فکر نکنم زندان ببرن غیبت میزنن بعدش باید اضافه خدمت بری :)
    پاسخ:
    سلام
    من بدترین فرضشو گرفتم که اگه زندان هم ببرن ، زندان میرم اما زیر بار زور نه .

    برو همین چیزی که در جواب کامنت من نوشتی رو براش توضیح بده
    پاسخ:
    یه بار به اصرار خیلی زیاد خانواده رفتم پیش روانشناس 
    حدس میزنی چیشد؟
    روانشناس شمارمو گرفت و بعد کم کم مشکلاتشو بهم گفت کمکش کنم حل بشه

    عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی

    خانه پردازست چون سیل فنا دیوانگی

    ابر را خورشید تابان زود می پاشد ز هم

    کی شود پوشیده در زیر قبا دیوانگی؟

    چون قلم برداشته است از مردم دیوانه حق؟

    از ازل گر نیست ترخان خدا دیوانگی

    هر سرایی را به معماری حوالت کرده اند

    خانه زنجیر را دارد بپا دیوانگی

    نیست از یکسر اگر جوش گل و جوش جنون

    چون بهاران می کند نشو و نما دیوانگی؟

    در تلاش بستر نرم است عقل شیشه دل

    می کند از سنگ طفلان متکا دیوانگی

    چون درآرم پای در دامن، که بیرون می کشد

    هر نفس از خانه ام چون کهربا دیوانگی

    داغ دارد صحبت برق و گیاه خشک را

    صحبت گرمی که ما داریم با دیوانگی

    روشناس عالمی گرداندش چون آفتاب

    هر که را چون سایه افتد در قفا دیوانگی

    صیقلی دارد درین غمخانه هر آیینه ای

    می دهد آیینه دل را جلا دیوانگی

    پیش چشم ساده لوحان پنجه شیرست نقش

    کی نهد پهلو به روی بوریا دیوانگی؟

    ذوق مستی اولی دارد ولی بی آخرست

    خوش بود از ابتدا تا انتها دیوانگی

    صحبت خاصی است با هر ذره ای خورشید را

    شورشی دارد به هر مغزی جدا دیوانگی

    بی دماغان را دماغ گفتگوی عقل نیست

    چاره این هرزه گو مستی است یا دیوانگی

    رتبه دیوانگی بالاتر از ادراک ماست

    ما تهی مغزان کجاییم و کجا دیوانگی

    عقل طرح آشنایی با جهان می افکند

    آشنا را می کند ناآشنا دیوانگی

    روی ننماید به هر ناشسته رویی همچو عقل

    سینه ای چون صبح خواهد رونما دیوانگی

    زور غیرت می گشاید بندبندم را ز هم

    می گشاید هر کجا بند قبا دیوانگی

    بی رگ سودا دماغی نیست در ملک وجود

    با جهان عام است چون لطف خدا دیوانگی

    صورت آرایی نگردد جمع با عشق غیور

    راه بسیارست از فرهاد تا دیوانگی

    این جواب مصرع اوجی که وقتی گفته بود

    پادشاهی عالم طفلی است یا دیوانگی


    شما را ارجاع میدم به جناب صائب تبریزی (((:

    پاسخ:
    ممنان:)
    تازه فهمیدم هنوز بچه ای و غرور بچه گانه داری
    بذار بزرگ شی اون موقع متوجه میشی دنیا چه ابعادی داره!
    با این کارات فقط خودت عقب میافتی و خانوادتو حرص میدی و هیچ فایده ی دیگه ای نخواهی داشت، هر چند در آینده هر چیزی بشی الان داری مایه عذاب دیگران و خودت میشی هر چند نمیخوای به خاطر غرور بچه گانه ت بهش اعتراف کنی
    ببخشید اینقدر صریح گفتم ولی برداشت دیگه ای نمیشه از این حرفا و جوابات کرد!
    پاسخ:
    برداشت های دیگه ای هم میشه کرد اما نیازمند یک شخصیت چندجانبه است . بهتون حق میدم که با شخصیت تک بعدیتون نتونید درک کنید . از لحنتون هم که ناراحت نشدم چرا که کلا انگار لحن دیگه ای بلد نیستید .


    این تصمیم شاید از نظرخیلی ها دیوونگی باشه اما به نظرمن از خیلی از جنبه ها درست ترین کار ممکنه. شک ندارم نیروی درونت زودترا ز هر دانشگاه و حوزه ای تو رو به جای درست میرسونه. 
    شاهین کلانتری بخون. مثل توئه
    پاسخ:
    شاید .


    عجب نظرات متفاوتی 
    من بجای غرور بچگانه
    جسارت میبینم.

    +چرا حوزه و دانشگاه رو بند میدونید؟

    پاسخ:
    حوزه که پر است از قالب هایی که عنپان برات میاره .

    دانشگاه هم پر است از واحد های درسی غیر ضروری ، پر از حس رادیکالی . 
    علاوه بر این ها این که آدم علیه این همه عرفیاتی که بدون فکر خاصی باب شدن طغیان کنه برای من لذتیخش و ضروریه .
    خیلی برام سوال بود کسی هست از حوزه انصراف بده، که رسما جوابمو گرفتم
    موفق باشید
    پاسخ:
    چرا براتون سوال بود؟
    نمیدونم. شاید چون دوستان حوزوی رو همش تو این حال دیده بودم که خیلی به راهشون ایمان دارن
    دائم به فکر ایجاد چالش فکری بودم براشون، و نتیجه نمی گرفتم
    پاسخ:
    من هم به راهشون ایمان دارم و اگه ضعف خودم نبود ادامه می دادم .
    من نفهمیدم این «آزاد اندیشی» شما (البته به مفهوم خاص کلمه) بالاخره براتون ضعفه، یا ملاک برتری؟؟
    پاسخ:
    آزاد اندیشی خوبه اما کی گفته نمیشه درون حوزه آزاد اندیش بود ؟

    شما رو به پست اینجا لیگ دسته یک است ارجاع میدم.
    منظورم رو نگرفتید. 
    از یه طرف آزاد اندیشیتون(که بهش مفتخرید) مانع میشه تو چارچوب حوزه بگنجید، ازون طرف میگید ضعفتون باعث این قضیه ست. آخرش چیه قضیه؟ ضعف یا قوت؟

    بعد اصلا میگید به راهشون ایمان دارید پس کناره گیری از این راه دلیلش چیه؟ شاید وظیفه ی من (هرچند لذت رو در طغیان ببینم) سر سپردن باشه. 

    +چقد من سوال دارم
    پاسخ:
    بله هر چارچوبی رو پس میزنه اما چارچوب شرع خودش بزرگترین آزادگیه . من در اینکه میگم به راه حوزه ایمان دارم حوزه رو نماد شرع گرفتم و در اونجا که میگم تو حوزه نمی گنجم حوزه رو صرفا یک نهاد دیدم . 
    پس تناقضی باهم ندارند هرچند خب چون حس نمیکردم کسی زیاد دقیق بشه قرائن کافی رو به کار نبردم .

    من با یک مثال جواب میدم . یک متخصص امور قلب میدونه سیگار چقدر برای قلب ضرر داره . اما خودش سیگاریه .
    میشه چیزی رو قبول داشت اما بهش عمل نکرد .
    چ جالب واقعا انصراف دادید
    خب ب نظرم کار خوبی کردید😆😆
    درمورد دانشگاهم موافقم
    به فکر کار کردن و درآمد باش تو این جامعه پول نداشته باشی دیگه .....

    پاسخ:
    مسلما با این نگاه سراغ کار نخواهم رفت . و نگاه من به پول این شکلی نیست .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">