موتوپیا

موتوپیا

شهر آرمانی را اتوپیا گویند ؛ موتوپیا شهر آرمانی محمد است !

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
پیوندها

من با خودم که زندگی کنم ...

چهارشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۳۳ ب.ظ

اگر از محمد دو تا خلق میشد و قرار بر این بود که با هم زندگی کنیم به قطع هم دیگر را تاب نمی آوردیم . شاید از هم دیگر استفاده می کردیم اما حتما شب ها جدا از هم می خوابیدیم حتی اگر دو متر جا بود یک نفرمان برعکس آن یکی می خوابید ! بله به همین اندازه سعی میکردیم نشان دهیم که خبری از تبعیت نیست .

شاید لحظات شیرینی هم خلق می شد اما به قطع تلخی هایمان بر آن سبقت می گرفت ! 

فکرش را کنید دیوانه کننده است ! هر دنباله روی ریزی که به زندگیم نفوذ می کرد با طعنه ی پوزخندآمیز او رو به رو می شدم که چه شد ؟ تو که از استقلال دم می زدی ! حال این یک طرف ماجراست و طرف دیگر این بود که قطعا من باید سنگین تر از او جواب می دادم و او اگر نسخه ی دیگر من باشد جواب سنگین تری حتما در آستین دارد و این مشاجره تا جایی ادامه پیدا می کرد که دیگر نایی برای حرف زدن نمانده باشد وگرنه نه من کوتاه می آیم نه او !

بعد از چند وقت که می فهمیم نباید کاری به کار هم داشته باشیم صحبت هایمان را به یک سری حرف های عامیانه و روزانه محدود می کنیم البته باز هم در آن به اختلاف می خوریم .

این ها فقط راجع به هم کلامی است ، در سایر زمینه ها هم حتما به مشکل می خوریم . نه او آدمی است که من برایش تصمیم بگیرم نه من آدمی که او برای من تصمیم بگیرد . پس نمی توانستیم اثری بر هم دیگر بگذاریم و این به شدت آزار دهنده است .

البته این موجود زیبایی های خاص خودش را هم به ارمغان می آورد ، با هم می نشینیم از زیبایی ها می گوییم ، زیبایی شناسی هم دیگر را تقویت می کنیم . و کلی رخداد های نافع دیگر ! 

منتهی دوستان نزدیکی می شدیم که همیشه نزدیکیمان بر صمیمیتمان پیش بود و همین منجر به نزدیکی پیچیده شده در لفافه ی دوری می شد ! اما با همه ی اینها بدم نمی آمد این اتفاق را تجربه می کردم .


پ.ن : خب این یک چالش است و من از نئو تد ، فیش نگار ، اینترنال آدر دعوت می کنم در چالش « من با خودم که زندگی کنم... » شرکت کنند .

پ.ن : هر سه پسر هستند چون حس میکنم پسر ها در برخورد با این قضیه صادق تر هستند .( البته استثنا هم دارد.)

پ.ن : شکا هم دعوتید شرکت کنید . لینک بفرستید بخونم .

  • سراسر گنگ

نظرات  (۷)

  • بهارنارنج :)
  • یکی عین عین خودم،که جذابیتی نداره،همه چی تکراریه:/راستش نمیتونم تصور کنم خودم باخود خودم
    پاسخ:
    تصورش سخته اما کمک‌زیادی به خودشناسی میکنه
    :)
    پاسخ:
    :)
    اون وقت همه میفهمیدن چقدر غیر قابل تحملن!
    پاسخ:
    نه اتفاقا اینطور نیست . متوجه میشی که چرا با بعضیا بیشتر میجوشی ، چرا از بعضیا بیشتر خوشت میاد و کلی اطلاعات دیگه دستت میاد . ولی خب شاید نتونی با خودت زندگی کنی البته ممکنه دوسش داشته باشی اما زندگی کنی باهاش ؟ نه نمیشه

    خیلی ها هم عاشق زندگی کردن با خودشونن دیدم که میگم
    اینکه میگین عاشق زندگی کردن با خودشونن ب نظرم فقط تو حرفه! اینکه کسی بخواد تنها زندگی کنه خیلی فرق میکنه با اینکه بخواد با کسی دقیقا مثل خودش زندگی کنه! 
    من خودمو خیلی قبول دارم اما اصلا حاضر نیستم با کپی خودم زندگی کنم کما اینکه کاملا ترجیح میدم کلا تنها زندگی کنم!
    پاسخ:
    نمیدونم شاید تو حرف باشه شاید هم واقعی باشه . چون اون کپیشون هم مثل اینا دوست داره با خودش زندگی کنه پس میتونن کنار هم باشن
    سلام
    فکرشم نکن که من با خودم زندگی کنم!

    تنها مزیتش اینه که دیگه لازم نیست باهم حرف بزنیم
    چون هر دومون یه فکر میکنیم! :)))

    مرسی برای دعوت
    آقا من دیگه پسر نیستم برو پسرا رو دعوت کن :|
    پاسخ:
    سلام ای مرد دیگه دعوت شدی ، البته از تو بعید نیست بی ادبی کنی و شرکت نکنی
    من از آدمای مغرور خوشم نمیاد ولی
    بی ادبی :) اینه که تو از من دعوت کنی

    بی تربیت :|

    پاسخ:
    مرتضی ببین تو چایی هیئتی که میری چی میریزن
    :)))
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">